مطلب علمی نیست!!
چرا تو این هیاهوی زندگی، وسط برهوت خاورمیانه
من مجبورم کتاب بگیرم دستم و درباره آب جذب سطحی و لایه آب مضاعف رس ها بخونم
پ ن : واقعا حوصله زندگی ندارم!
خدا منو ببخشه
امروز یک دعوای صوری راه انداختم تا از شر یکی خلاص بشم
5 ماه تمام مثل چی رو زندگیم سایه انداخته بود، بد یمن و بدشگون!! همیشه طلبکار!!
نمیگم من آدم خوبیم! هر کس بدی خودشو داره ولی تلاش میکنم دل آدمارو نشکنم
حتی اگه مثل الان دلم بیش از اندازه شکسته باشه و احساس سرخوردگی داشته باشم!!
چند وقتی بود داشتم تلاش میکردم با یه موجود نچسب بشینم و درباره مشکلات بینمون صحبت کنیم که شاید حل بشه
ولی این خانم مثل نود درصد دخترای الان جامعه !! فکر میکرد از دماغ فیل افتاده و مرکز توجه جهان هست و هر چی میگه درسته!!
در نهایت منتهی میشد به کولی بازی و صدا بلند کردن!!
منم دلایل خودمو داشتم و تلاش میکردم بدون سروصدا حلش کنم!!
تا دیشب که یک بهانه تمیز داد دستم تا دقیقا مثل خودش رفتار کنم!! خودخواه و مغرور!! دقیقا مثل این چندماه که دلمو بارها و بارها شکسته بود
پ ن : احساس پشیمونی ندارم!! احساس ناراحتی ندارم!! برای اولین بار جدا تو عمرم با یکی مثل خودش رفتار کردم و خیلی هم خوشحالم!!
همین که شرش از سرم باز شد ! یعنی آخیشششش
خوب قبول شدم!!
برام سوالا مردم چجوری به آزمون به این مزخرفی قبول نمیشن!!
پ ن : خوشحالم ولی نه انقد !! مثل همیشه ذوقی برام نمونده
از وقتی برگشتم شدیدا درگیر زندگی و کار شدم
الانم چون مقاله میخواستم بنویسم اینورا پیدام شده
پ ن : از نمایشگاه به دانشگاه
از آزمون به امتحان
از تهران به مشهد
دارم تلاش میکنم به امید خدا طی العرض یاد بگیرم
بالاخره بعد از حدود70 روز برگشتم خونه
تهران متولد نشدم،تهران بزرگ نشدم حتی تهران هم دانشگاه نرفتم ولی این شهر دوس دارم
بزرگه دریاس و آدمارو غرق میکنه!
این هفته نمایشگاه هستش و چهار روز اونجا هستم، بعدش میریم دانشگاه برای دادن امتحانهای وا مونده
احتمالا هفته بعد نتایج آزمون کارشناسی رسمی دادگستری بیاد!
برگشتم تهران شروع میکنم به سفت و سخت تلاش کردن و پول در آوردن مجدد!!
پ ن : سختم بود واقعا بعد دوماه دل بکنم و بیام!! شکستن پا باعث شد یه استراحت مفصل بکنم ولی دیگه بسه!!