-
بازی...!
پنجشنبه 9 شهریور 1391 12:31
من بچگیامو میخام بازیاشو میخام...میایی با من بازی؟!!!! از اینا بازی کنیم با قارچ خور دوست داشتنی خودمون چطوری؟!! ما هنوزم وقتی یه جا جمع میشیم اینو با جبغ و داد بازی میکنیم + : من و عشق از ازل تا ابد جنگی تمام نشدنی با هم داریم!!
-
تکیه گاه...!
شنبه 4 شهریور 1391 16:47
خدایا بهم صبر بده آرومم کن زیر این فشار لعنتی کم آوردم یه تکیه گاه میخام یه دقیقه بدون اعصاب خورد بدون هیچ فکر و خیالی باهاش حرف بزنم آروم بشم زن مرد حیوان گل با یه چیزی آرومم کن خدایا !!
-
...
سهشنبه 24 مرداد 1391 00:56
تو پنج سال پیش برا من مردی اره دقیقا ۴شهریور میشه ۵ سال شب و روزای سختی بدون تو گذروندم ولی هرچی بود گذشت با اون همه وفاداری با اون همه بودن تو آخرش نموندی بی رحمانه از پشت خنجر نامردی زدی به من حالا بعد ۵ سال واسه چی پیدات شده؟!! ها با تواما؟ اومدی که تولد دخترتو تبریک بگم یا یاد عاشقی افتادی یه احمقی که زمانی فکر...
-
زمین
شنبه 21 مرداد 1391 19:21
فک کن نشستی پا تی وی مامانت هم کنارت خوابیده مامان: چرا زمین میلرزه؟! من: هر چی هست زلزله نیس!!! مامان: پس چیه ؟ لوسترو ببین چجوری میره میاد!! من :نه مامان زلزله نیستا آخه زلزله به این طولانی من قبول نداشتم که نداشتم تا اینکه داداش بعد زلزله اول زنگید که فهمیدین؟ همین که نشستیم زنگ زدیم به خاله ها همین که قطع شد...
-
wanna!
چهارشنبه 11 مرداد 1391 01:10
I just wanna love again I just wanna be with you
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 10 مرداد 1391 12:20
و این روزها بدون آنکه بدانم چگونه میگذرد شاید تنها تفاوتش این باشد که یادت هست و خواهد بود
-
تولد!!
دوشنبه 19 تیر 1391 13:08
تا آخرای روز یادم بود ولی یهو فراموش کردم تا اینکه ساعت 2 تینا گلم اس داد و تبریک گفت مرسی تینا جان و بازم مرسی که بودی و به حرفام گوش دادی و مرسی از آرزوی قشنگت و امیدوارم واسه توام اتفاق بیفته ساعت دوازده یکم اینور وارد 26امین سال زندگیم شدم مبارک فاطمه!!! تبریک خاص: مامانی شاذه عزیزم تولدت مبارک چه خوب که به این...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 خرداد 1391 01:04
حس غریبی ست دوست داشتن وعجیب تر از آن است دوست داشته شدن ..... وقتی میدانیم کسی با جان ودل دوستمان دارد ونفس ها وصدا ونگاهمان در روح وجانش ریشه دوانده به بازی اش میگیریم ..... هر چه او عاشق تر ما سرخوش تر ! هر چه او دل نازک تر ما بی رحم تر!.... تقصیر از ما نیست ... تمامی قصه های عاشقانه این گونه به گوشمان خوانده شده...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 خرداد 1391 18:18
از اون نگاهت که حتی با یه نگاه ساده هم میشه شیطنتو فهمید بدم میاد منو اونجوری نیگا نکننننننننننننننننن
-
نیا...!!!
چهارشنبه 10 خرداد 1391 02:12
ه سراغ من اگر می آیی . . . نیا ! . . . . اعصاب ندارم . . . توام گیر میدی ! میزنم شل و پلت میکنم ! بعد میگی طرف اخلاق نداره !
-
خاطره...
سهشنبه 9 خرداد 1391 13:03
داشتم تو فایلهام دنبال یه سری عکس میگشتم که رسیدم به چندتا عکس خاطره دار روزای اول دانشگاه و خوابگاه که غریبه بودیم تابستان 87 و ترم تابستان و اتاق بهم ریخته و خرواری از لباسا که واسه عکس یادگاری گرفتن هی عوض شدن و ریخته شدن رو تختا از دعواها و بحثا تا !! روزهایی که سربع گذشتن و حالا تموم شد یه سری عکسا از همکلاسیام...
-
استرس...
پنجشنبه 4 خرداد 1391 22:55
همچنان در استرس جواب کنکور شنیدن صدای تق تق از مفصل دهان از استرس و درد کشنده اننظار به روز دیگه طاقت بیار فاطمه پ ن : مازیار کجایی یادت بخیر میدونم اصن عین خیالت نیس که دور روز دیگه جواب کنکور میاد
-
ارشد...
سهشنبه 2 خرداد 1391 02:42
اه اه اه حالم بهم خورد چه معنی داره بخاطر دکتراها ما ارشدارو بندازن عقب آخه!! قکر کن چهار ماه داری روز وشب میشماری هی خون دل میخوری صبح پامشی میگی ای خدا کی شب میشه... شب هم میگی امروزم گذشت موند انقد روز...بعد میان دو روز هم بهش اضافه میکنن.. تقریبا دو ساعت پیش داشتم با گوشی ورمیرفتم که یهو یه اس ام اس خودشو کوبید به...
-
پر
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 23:29
بیــا کـلاغ پَـــر بـازی کنیـــم: روزهای بـی تـــ♥ـــو بــودن / پَـــــر فـکـرِ بـی تـــ♥ـــو بــودن / پَـــــر دوستـــ داشتـن کـسـی جُـز تـــ♥ـــو / پَـــــر عشـقِ کـسـی جُـز تـــ♥ـــو تـوی سَـرم / پَـــــر فَــقَــط تـــ♥ـــو / نَــپَــــر . . . /
-
نگاه...
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 13:30
دقت کردین بالا بغل آدرس بار یه شکلک میاد حالا مثلن حواسم نیست صفحه وبلاگو باز میکنن میمونه یهو می بینم یکی داره اینجوری نیگام میکنه!! تصور کنید چه حسی بهم دست میده پ ن : اونو گذاشتم اونجا یعنی .....؟ از هر کسی که میاد اینجا و حس نوشتن داشت خواهش میکنم بگه چه حسی منتقل میکنه؟ میخوام ببینم چقد به هدفم رسیدم
-
اخم
سهشنبه 26 اردیبهشت 1391 13:08
هرچقدر فکر میکنم تورو با لبخند یادم نمیاد!! اخم جزی از زندگیه توه!نه؟
-
مادر...
شنبه 23 اردیبهشت 1391 12:15
فاطمه قبل از اینکه فاطمه باشد زن بود و مادری مهربان روز ولادت مادر دو عالم و روز مادر به همه مادرا به خصوص مامان فداکار و بی نظیر خودم مبارک مامانی میدونم نمیایی اینارو بخونی ولی دوستت دارم و روزت مبارک به امید شفاعت فاطمه(س) برای همه محتاجان و ما بنده های حقیر خدا
-
صندلی...
جمعه 15 اردیبهشت 1391 02:52
من دلم از این صندلیا میخاد بزارمش گوشه اتاقم جلو پنجره رو به حیاط بشینم هی اینجوری عقب جلو بشه من عشق کنم چرا آخه قسمت نمیشه من از اینا بخرم اون موقع که پول دارم گیر نمیارم ...اون موقعم که پول ندارم میرن تو چششم
-
۲۶
شنبه 9 اردیبهشت 1391 00:55
دارم با سرعت هرچه تمام میرسم به ۲۶ امین سال زندگیم!!! یعنی من با این همه بچگیم ۲۶ ساله شدم!! باورم نمیشه!! پ ن: خان داداش امین بابت اون روز معذرت میخوام سیستمم پرید رف بیرون و هنوز مسنجری هم ندارم .... از اینجا عذرخواهی مرا پذیرا باشید!!
-
در پی این روزها
پنجشنبه 31 فروردین 1391 18:39
دارم به شانس خودم افتخار میکنم اصن افتخار چیه براش میمیرم این همه کارت تو این فک و فامیل باید مال من مسدود میشد آفرین به شانس من.... دیروز رفتیم بیرون بی خبر از دنیا هر چی تو جیبمون داشتیم ته کش کردیم رفت و در زمان بازگشت به خانه خواستیم سوار تاکسی بشیم کهههههههه!!!! چه خوب که کبف پولو نیگا کردم دریغ از یه صدتومنی!!...
-
بازم صدا...
شنبه 19 فروردین 1391 06:45
بهار سال پیش... یه صبح قشنگ .... صدای گوش نواز .... و بازم به لطف اون صدا بیدار شدم .... پ ن: برا توضیحات اضافه مراجعه شود به پست صدا
-
لبخند...
سهشنبه 15 فروردین 1391 19:43
یک خانم 45 ساله که یک حمله قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود ... در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند حضرت عزرائیل رو دید و پرسید:آیا وقت من تمام است؟ حضرت عزرائیل گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید . در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد کشیدن پوست...
-
.....
یکشنبه 21 اسفند 1390 20:14
شیشه نازک احساس مرادست نزن! چندشم میشود ازلکه انگشت دروغ...! آنکه میگفت که احساس مرامیفهمد... کو کجا رفت که احساس مرا خوب فروخت
-
زن...
پنجشنبه 18 اسفند 1390 17:43
زن بودن زیباترین نعمت خداست روز جهانی زن برا همه زن های فداکار مادرهای مهربان خواهرهای دوست داشتنی و دخترهای ناز مبارک
-
بدون شرح....
چهارشنبه 17 اسفند 1390 22:07
-
برای دهه شصتیا...
دوشنبه 15 اسفند 1390 04:12
بچه ها اینا یادتون میاد؟؟ اینو چی؟!! و این چطور؟؟ عجب زندگی و روزهایی داشتیم!! یادش بخیر که یادشون قشنگتره پ ن : منبع سایت iranto.ca که این عکسا برا ایمیلم اومده بود و منتقل کردم اینجا
-
اسکار....
دوشنبه 8 اسفند 1390 17:54
دیشب به اینکه ایرانیم افتخار کردم.... زدن از خواب و کار و دیدن اسکار بسی دلنشین بود به قول خودمون آی چسبید ولی یه چیز دیگه دلمو سوزوند... مثل همیشه ندونستن انسانا رفتم سرکار همین که همکارای دیگرو دیدم میگم بچه ها اسکارو دیدین؟؟؟؟ انگار برا دیوار گفتم!!! یکی میگه اسکار چیه؟ اون یکی میگه ها دیشب بود میگم نخیر امروز نصفه...
-
چشم...
پنجشنبه 4 اسفند 1390 21:40
و من هنوز چشم به راهتم
-
ozladem
پنجشنبه 20 بهمن 1390 16:30
bende ozledim bende خیلی حرف برا گفتن دارم ولی تمومش همین جمله اس: دلتنگی، چیزی که نمیدونم چیه شاید از اثرات استرسی که دارم یا خیلی چیزای دیگه ولی هر چی هست منو دپ کرده دو هفته سخت و پر استری پیش رو دارم و امروز پنج شنبه شد و یه هفته تموم گذشت!
-
کنکور....
دوشنبه 10 بهمن 1390 16:20
با نزدیک شدن بیشتر به زمان کنکور بنده بیشتر تو استرس گیر کردم با 60 70 درصد امادگی یعنی میشه کاری کرد! غلط کردم خدا جونم قول میدم امسال مثل بچه خوب هرجا قبول شدم سرمو بندازم برم بخونم قول قول قول بزار امسال قبول شم هر سال نمیخوندم انقد استرس نداشتم امسال خوندم دارم دو هفته مونده دارم قبل مرگ ناله میکنم سال پیش نخوندم...